تبليغاتX
بچه هاي كاكي

هیزم

در روستاها اغلب خانه ها خودشان نان می پختند.ما کودکان از صحرا هیزم می آوردیم.من هم از صحرا هیزم جمع آوری می کردم.یک روز پاییزی به تنهایی از خانه بیرون آمدم تا برای جمع آوری هیزم به صحرا بروم.تبر را برداشتم و راهی صحرا شدم.وقتی که به صحرا رسیدم مشغول جمع آوری هیزم شدم . سرگرم کار بودم که که ناگهان دیدم گرازی به طرفم می آید.از ترس نمی دانستم چکار کنم.گراز با قیافه وحشتناک می آمد.ناگهان فکری به ذهنم رسید.درختی آنجا بود.زود پریدم و از درخت بالا رفتم.گراز به پای آن درخت آمد اما نتوانست از درخت بالا بیاید .من تا ظهر بالای درخت بودم وقتی که مطمئن شدم گراز رفته است از درخت پایین آمدم و به خانه رفتم .البته با خود هیزم هم بردم .از آن روز به بعد به تنهایی به صحرا نمی رفتم و با دوستانم برای جمع آوری هیزم می رفتم.نان محلی که بوسیله هیزم پخته می شد مزه و بوی خاصی داشت که هنوز آن مزه و بوی خوش را فراموش نکرده ام.

محمد احمدی-کاکی بوشهر

!! نوشته شده توسط محمداحمدي | 21:42 | سه شنبه هفتم آبان 1387 •

روز بسیج دانش آموزی بر دانش آموزان بسیجی مبارک باد



!! نوشته شده توسط محمداحمدي | 18:30 | دوشنبه ششم آبان 1387 •