ماه محرم در روستا
ماه محرم که فرا می رسد همه مردم روستا لباس
سیاه بر تن می کنند. ان وقت ها که کودک بودیم ما هم در عزاداری ماه محرم شرکت می
کردیم و لباس سیاه می پوشیدیم و به سینه زنی و زنجیر زنی می پرداختیم. شب ها در
زیر نور ماه در کوچه های خاکی با صفای روستا به زنجیر زنی می پرداختیم. شب عاشورا
از بهترین شب های روستا بود. زیرا تا صبح به نوحه خوانی و سینه زنی می پرداختیم.
در شب عاشورا همه مردم روستا در مسجد جمع می شدند . یکی از اهالی روستا نوحه می
خواند و زنان و مردان به سر و سینه خود می زدند و گریه می کردند و برای امام
حسین(ع) اشک می ریختند. در ظهر عاشورا به تمام مردم روستا نذری داده می شدهر کسی
هم نمی توانست به مسجد بیاید غذا به در خانه آنها برده می شد که البته این کار را
ما کودکان انجام می دادیم و از این کار بسیار خوشحال بودیم. زیرا سهم کوچکی در
عزاداری امام حسین(ع) داشتیم. عشق به امام حسین(ع) در خون مردم روستا بود. خاطرات
شب های عاشورا و محرم همیشه زنده است. ما کودکان در این ماه ، ثواب زیادی می
بردیم.

